الأربعاء - الموافق 01 أبريل 2026م

الفرق بين العمامة البيضاء والعمامة السوداء في الانتخابات الايرانية … تفاوت عمامه سفید و عمامه سیاه در انتخابات ایران

 

محمد امين*

ماذا سيحصل في الاتجاه العام لبوصلة النظام الثيوقراطي الحاكم في ايران  ان فاز في الانتخابات الرئاسية الايرانية المزمع عقدها في 19 أيار رئيس صاحب عمامة بيضاء أو فاز مرشح صاحب عمامة سوداء؟

الرئيس الحالي حسن روحاني هو صاحب عمامة بيضاء. وفي مقابله سيظهر في الآرجح ابراهيم رئيسي صاحب عمامة سوداء الذي هو من الآمرين الكبار في مجزرة عام 1988 حيث أبادت 30 ألفا من السجناء السياسيين.

وللاجابة على السؤال، لابد من النظر في المراحل السابقة.

اقتصاديا هناك دورتان مهمتان تستحقان الدراسة فيهما:

الدورة الآولى عندما كان أحمدي نجاد المتطرف رئيسا لولايتين (2013-2005) حيث بلغت ايرادات ايران من العملة الصعبة  ما يقارب ألف مليار دولار، وسقط خطران على الحكومة الايرانية شرقا وغربا أي صدام حسين وطالبان وتمكن خامنئي من توحيد تركيبة السلطة الحاكمة على ركيزة واحدة. معذلك فان اقتصاد ايران بدأ ينهار منذ أواسط ولاية احمدي نجاد وقبل بدء العقوبات الدولية: انخفضت قيمة العملة المحلية الرسمية بنسبة 70 بالمئة وتحولت ايران الى واحدة من الدول الخمس المصابة بالتضخم عالميا تبعه ركود عميق وأمواج بشرية بالملايين من العاطلين عن العمل.

وأما الدورة الثانية فهي ولاية روحاني (الموصوف بالمعتدل). في هذه الدورة الغيت العقوبات الدولية المفروضة على ايران وعاد تصدير النفط بنسبة لافتة الى ما كان عليه ما قبل العقوبات، وتم اطلاق الأرصدة المجمدة الايرانية بعشرات المليارات من الدولارات. ووقعت مئات من التفاهمات لتوسيع التبادلات الاقتصادية مع الغرب. معذلك مازال الاقتصاد الايراني  مصاب بالأزمة في الشهر النهائي من ولاية روحاني. وزير الطرق وبناء المدن «عباس آخوندي» قد أوجز في الاسبوع النهائي لشهر مارس الوضع في عبارة «الاقتصاد الايراني يعاني من ثلاث أزمات وهي:  أزمة افلاس المصارف، وأزمة ديون الحكومة المشلة وأزمة انخفاض فوائد اقتصاد البلاد».

الاقتصاد الايراني المتأزم ملازم بالسياسة المتأزمة. الحكومة الايرانية وخلال السنوات الأربع الماضية قد أزاحت من خلال الحصول على اتفاق النووي، المحور الرئيس للتوتر بين ايران والمجتمع الدولي لفترة ما على الأقل. كما ان رئاسة الجمهورية الزاعمة بالاعتدال كانت تسعى التستر على النزعة العدائية للحكومة الايرانية. كما ان الرئيس الأمريكي اوباما كان يتجنب بروز الكثير من التوترات بين أمريكا وايران وحتى بين الدول العربية وايران.

رغم ذلك فان الحكومة الايرانية في هذه الدورة قد حطمت الرقم القياسي في نشاطاتها منذ 30 عاما في ثلاث مجالات أساسية:

  • عدد عمليات الاعدام التي تجاوز 3 آلاف حالة.
  • أبعاد تدخلاتها في دول المنطقة حيث تورطت ايران في ثلاث حروب في سوريا والعراق واليمن.
  • حجم انتاج المعدات الحربية والأسلحة حيث قال روحاني: «في صناعة الأسلحة الستراتيجية عملت الحكومة ما يعادل أكثر من السنوات العشر الماضية» (وكالة أنباء مهر 8 مارس 2017).

هذه التجارب، تضع علامة استفهام كبيرة على التصنيف بين المتشدد والمعتدل في النظام السياسي في ايران. ان تاريخ ايران على مدى 4 سنوات يقول ان الصراع في نظام ولاية الفقيه يدور على السلطة بين الأجنحة المدافعة عن النظام ولايوجد عنصر معتدل. في حينه قال هنري كيسنجر حقا ان المعتدلين في ايران هم قتلة قد نفدت رصاصاتهم.

ومن خلال هذه التجارب يمكن التنبؤ الى حد ما ، بتأثير الانتخابات في 19 أيار:

  • في السياسات الأساسية التي تشمل انتهاك حقوق الانسان والسياسة التوسعية في الشرق الأوسط والمتابعة المخفية لبرنامج صناعة القنبلة النووية، لن يحصل تغيير سواء يفوز روحاني كرسي الرئاسة من جديد أم يفوز منافسه.
  • تتواصل حالة الشلل الاقتصادي للبلاد، بفوز روحاني بسبب استمرار الصراع بين الجناحين.

ولكن بفوز رئيسي فان سلطة ولاية الفقيه وقوات الحرس على الاقتصاد الايراني تتوسع وسوف يستفحل وضع الركود الاقتصادي بسبب تخصيص ايرادات الدولية للحروب في المنطقة.

ج – مع فوز رئيسي تضيق الفجوة في قمة النظام تجاه الاحتجاجات الجماهيرية، وسيتم تحشيد أكثر لقمع المحتجين. ولكن هذه السياسة تحمل في طياتها خطر غليان الانتفاضة مثلما حصل في عهد احمدي نجاد.

وهذه الحالة (أي خطر اندلاع الانتفاضة)  حتى اذا ما فاز روحاني، تبقى فاعلة بسبب تصعيد الصراع على السلطة وتوسع الشرخ في قمة النظام.

قال قائد جمهورية الصين «دينج شياو بينج» الأسبق: 

ليس المهم لون القطة أبيض أم أسود.. ما دامت القطة تصطاد الفأر فهي قطة جيدة”.. في ايران اليوم ليس المهم لون العمامة أبيض أم أسود.. بل المهم أن يخضع الرئيس للنظام الثيوقراطي.

والنتيجة الأهم  أن الحالة المستقبلية لايران حبلى بتحول. 

معذلك، اذا توجهت أمريكا وتحت وطأة اجبارات الظروف في العراق وسوريا مثل الماضي الى التعاون مع عناصر النظام في هذه الدول، فان خامنئي سيستفيد من هذا التعاون بمثابة عامل قوة مما يمكنه من احتواء الأزمة الداخلية.

واذا ما اعتمدت الحكومات الغربية خاصة أمريكا، سياسة انهاء الاحتلال الايراني في كل من سوريا والعراق واليمن، فان حالة الاستياء العام في الداخل وسائر الأزمات لن ترى أمامها حاجزا للعمل.

 

*محمد امین، محلل الشؤون الايرانية وباحث في مؤسسة دراسات الشرق الأوسط – باريس

(Fondation d’Etudes pour le Moye-Orient) ـ FEMO(http://www.fondationfemo.com/)

تویتر: Mohammad Amine@EconomieIran

 

تفاوت عمامه سفید و عمامه سیاه در انتخابات ایران

محمد امين

در انتخابات ریاست جمهوری ایران در 19 می، اگر رئیس جمهور یک ملای عمامه سفید شود یا یک ملای عمامه سیاه در سمت‌گیری کلی  تئوکراسی ایران چه تفاوتی ایجاد خواهد شد؟

رئیس جمهور کنونی، حسن روحانی عمامه سفید است. در برابر او، به‌احتمال زیاد، ابراهیم رئیسی، ملای عمامه سیاه ظاهر خواهد شد که از آمران اصلی قتل عام مشهور سی هزار زندانی سیاسی در سال 1988 است.

برای پاسخ به‌سئوال بالا، دوره‌های قبلی را مرور می‌کنیم

از نظر اقتصادی دو دوره مهم برای این بررسی وجود دارد:

نخست دوره احمدی‌نژاد افراطی (2005 ـ 2013). در این دوره درآمد ارزی‌ ایران به حدود هزار میلیارد دلار رسید، دو منبع تهدید حکومت ایران،  صدام حسین و طالبان در غرب و شرق ایران سرنگون شدند، و خامنه‌ای توانست قدرت حاکم را یک‌پایه کند. با این حال، از اواسط این دوره، قبل از شروع تحریم‌های بین‌المللی، اقتصاد ایران سقوط کرد:‌ کاهش 70درصدی ارزش پول رسمی کشور، تبدیل ایران به‌یکی از پنج کشور پرتورم جهان و شروع رکود عمیق با موج میلیونی بیکاران.

دومین دوره، ریاست جمهوری روحانی(به‌اصطلاح مدره) است. در این دوره تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران لغو شد، صادرات نفت به‌میزان قبل از تحریم بازگشت، ده‌ها میلیارد دلار دارایی توقیف شده ایران آزاد شد، و صدها تفاهم‌نامه برای گسترش مبادلات اقتصادی با غرب امضا کردند. با این‌حال در سال پایانی روحانی باز هم اقتصاد ایران در بحران است.  این وضعیت را در هفته پایانی مارس عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی، به‌این صورت خلاصه کرد که اقتصاد ایران از سه بحران رنج می‌برد: بحران ورشکستگی بانک‌ها، بحران بدهی دولت که به‌گفته او فلج کننده شده و بحران نرخ پایین راندمان اقتصاد کشور.

اقتصاد بحران‌زده در ایران با سیاست بحران‌زده همراه است. در 4 سال اخیر، حکومت ایران با دستیابی به‌توافق اتمی ، موضوع اصلی تنش‌های میان خود با جامعه‌ بین‌المللی را دست‌کم برای یک دوره از روی میز برداشت. هم‌چنین از رئیس جمهوری برخوردار بود که با داعیه اعتدال سعی می‌کرد چهرة‌ ستیزه‌جوی حکومت ایران را پنهان کند. اوباما  رئیس جمهور آمریکا نیز از بروز بسیاری تنش‌ها میان آمریکا و ایران  و حتی میان اعراب با ایران جلوگیری می‌کرد.

با این‌همه حکومت ایران در همین دوره در سه زمینه اساسی رکورد فعالیت‌های خود در 30 سال اخیر را شکسته است:

ـ تعداد اعدام‌ها؛ که از 3 هزار نفر بیشتر شده،

ـ ابعاد دخالت در کشورهای منطقه؛ که ایران را درگیر سه‌جنگ در سوریه و عراق و یمن کرده است.

ـ و میزان تولید جنگ افزار‌ها که به‌گفته روحانی «در ساخت سلاح های راهبردی، دولت بیش از ۱۰ سال گذشته عمل کرد».(خبرگزاری مهر، 8 مارس2017)

این تجربه‌ها، دسته‌بندی افراطی/ میانه‌رو در نظام سیاسی ایران را بی‌اعتبار می‌کند. تاریخ 40 ساله ایران می‌گوید در نظام ولایت فقیه جنگ قدرت میان باندهای مدافع نظام وجود دارد، اما مدره وجود ندارد. زمانی هنری کسینجر به‌درستی گفت مدره‌ها در ایران، آدم‌کشانی هستند که فشنگ‌شان تمام شده است. 

از این تجربه‌ها می‌توان تأثیر انتخابات 19 می‌ را تا حدی حدس زد:

الف ـ در سیاست‌های پایه‌یی شامل نقض حقوق بشر ، سلطه‌جویی در خاورمیانه و پیگیری پنهانی برنامه بمب‌سازی اتمی، اعم از این‌که روحانی مجددآ رئیس جمهور شود یا رقیب او، تفاوتی ایجاد نخواهد شد.

ب ـ در وضعیت اقتصاد کشور، با پیروزی روحانی فلج  شدگی به‌علت کشمکش دو جناح ادامه می‌یابد.

با آمدن رئیسی سلطه ولایت فقیه و سپاه پاسداران بر اقتصاد ایران گسترش می‌یابد.  به‌علت اختصاص درآمد کشور به‌جنگ‌ در منطقه، رکود اقتصادی عمیق‌تر می‌شود.

ج – در قبال اعتراض‌های اجتماعی،  با پیروزی رئیسی، شکاف در رأس رژیم بسته می‌شود تا بتواند با بسیج حداکثر به‌سرکوب معترضان بپردازد. اما مانند تجربة‌ دوره احمدی‌نژاد این سیاست برای ملاها خطر فوران قیام‌ها را در پی دارد.

چنانچه روحانی پیروز شود، به‌دلیل افزایش جنگ قدرت و گسترش شکاف در رأس رژیم، بازهم فرصت برخاستن قیام‌ها فراهم می‌‌شود.

زمانی دنگ شیائو پینگ رهبر اسبق چین گفته بود گربه، چه سیاه چه خاکستری، مهم این است که موش بگیرد. در ایران امروز هم رئیس جمهور چه عمامه سیاه چه عمامه سفید مهم این است که از تئوکراسی تبعیت کند.

نتیجه‌ مهم‌تر این که آینده ایران احتمالاً آبستن یک تحول است.

با این‌حال، اگر آمریکا زیر فشار اجبارات شرائط عراق و سوریه مانند گذشته به‌همکاری با قوای رژیم ایران در این کشورها رو بیاورد، خامنه‌ای از این همکاری به‌مثابه یک مؤلفه قدرت سود می‌برد و قادر به مهار بحران داخلی خواهد شد.

اگر دولت‌های غرب، به‌خصوص آمریکا، سیاست پایان دادن به‌اشغال سوریه و عراق و یمن توسط ملاها را در پیش بگیرند، نارضایتی انفجاری داخلی و سایر بحران‌ها دیگر مانعی برای عمل کردن نخواهند داشت.

 

 

التعليقات

مساحة إعلانية

مساحة إعلانية

انت لاتستخدم دايناميك سايدبار

الفراعنة على فيسبوك